سایت عکس و سرگرمی
لیست کانال های تلگرام
فروشگاه گن لاغری
عطر و ادکلن
کتاب
close
فايل ورد مقالات

فايل ورد مقالات
دانلود رايگان

 

براي دريافت اينجا كليك كنيد

  مقاله چالشهاي آمريكا در انطباق با موازين بين المللي «عملكرد آمريكا در مورد قاعده منع شكنجه » داراي 20 صفحه مي باشد و داراي تنظيمات در microsoft word مي باشد و آماده پرينت يا چاپ است

فايل ورد مقاله چالشهاي آمريكا در انطباق با موازين بين المللي «عملكرد آمريكا در مورد قاعده منع شكنجه »  كاملا فرمت بندي و تنظيم شده در استاندارد دانشگاه  و مراكز دولتي مي باشد.

اين پروژه توسط مركز مركز پروژه هاي دانشجويي آماده و تنظيم شده است

توجه : در صورت  مشاهده  بهم ريختگي احتمالي در متون زير ،دليل ان كپي كردن اين مطالب از داخل فايل ورد مي باشد و در فايل اصلي مقاله چالشهاي آمريكا در انطباق با موازين بين المللي «عملكرد آمريكا در مورد قاعده منع شكنجه »،به هيچ وجه بهم ريختگي وجود ندارد


بخشي از متن مقاله چالشهاي آمريكا در انطباق با موازين بين المللي «عملكرد آمريكا در مورد قاعده منع شكنجه » :

سال انتشار: 1385

محل انتشار: همايش جهاني شدن حقوق و چالشهاي آن

تعداد صفحات: 20

چكيده:

در سطح جهاني باوجود فرآيند مثبت انتقال اطلاعات و رشد دانايي، واقعيت اين است كه طي سالهاي اخير بسياري از امور بديهي ، در معرض چالشها ي جدي قرار گرفته كه همين چالشها ضرورت دفاع و تبيين مناسب را ضروري ساخته است. از جمله چالشهايي كه طي سالهاي اخير مكرر نمود يافته ،ادعاي برخي قدرتها بويژه دولت آمريكا مي باشد كه قاعده منع شكنجه را در عملكرد خود ناديده گرفته است؛ حال آنكه معمولا كشورهاي ديگر را به رعايت نكردن حقوق انساني متهم مي سازد. نظر به اهميت موضوع، در نوشتار حاضر سعي شده است ابعاد قاعده منع شكنجه از زاويه حقوق بين المللي عرفي و معاهدات و اصول كلي حقوق بين الملل تبيين شود و سپس عملكرد آمريكا در اين زمينه مورد ارزيابي قرار گيرد تا ضمن دفاع از يكي از مهمترين ارزشهاي انساني ، فعالان ايراني آگاهي لازم را در قبال چالش مذكور كه فراروي حقوق بين الملل و موازين انساني قرار گرفته است پيدا كنند و زمين هاي فراهم شود تا تأملات دقيق تر و پژوهش هاي وسيع تر انجام پذيرد. نوشتار حاضر به لحاظ شكلي در سه گفتار ساماندهي شده، به نحوي كه هم ابعاد حقوقي موضوع و هم برخي از مصاديق عملكردها بر مبناي معيارهاي حقوقي مورد واكاوي علمي قرار گيرند. تا چه قبول افتد و چه در نظر آيد.

 

براي دريافت اينجا كليك كنيد

ادامه مطلب
امتیاز:
بازدید:
برچسب: ،
موضوع:
[ ۴ اسفند ۱۳۹۵ ] [ ۰۳:۰۴:۱۶ ] [ علي ] [ نظرات (0) ]

 

براي دريافت اينجا كليك كنيد

  مقاله اثر هال در نمونه هاي ابررساناي دماي بالاي YBCO آلاييده به CNT داراي 4 صفحه مي باشد و داراي تنظيمات در microsoft word مي باشد و آماده پرينت يا چاپ است

فايل ورد مقاله اثر هال در نمونه هاي ابررساناي دماي بالاي YBCO آلاييده به CNT  كاملا فرمت بندي و تنظيم شده در استاندارد دانشگاه  و مراكز دولتي مي باشد.

اين پروژه توسط مركز مركز پروژه هاي دانشجويي آماده و تنظيم شده است

توجه : در صورت  مشاهده  بهم ريختگي احتمالي در متون زير ،دليل ان كپي كردن اين مطالب از داخل فايل ورد مي باشد و در فايل اصلي مقاله اثر هال در نمونه هاي ابررساناي دماي بالاي YBCO آلاييده به CNT،به هيچ وجه بهم ريختگي وجود ندارد


بخشي از متن مقاله اثر هال در نمونه هاي ابررساناي دماي بالاي YBCO آلاييده به CNT :

مقاله اثر هال در نمونه هاي ابررساناي دماي بالاي YBCO آلاييده به CNT كه چكيده‌ي آن در زير آورده شده است، در تابستان 1389 در پژوهش فيزيك ايران از صفحه 83 تا 86 منتشر شده است.
نام: اثر هال در نمونه هاي ابررساناي دماي بالاي YBCO آلاييده به CNT
اين مقاله داراي 4 صفحه مي‌باشد، كه براي تهيه‌ي آن مي‌توانيد بر روي گزينه‌ي خريد مقاله كليك كنيد.
كلمات مرتبط / كليدي:
مقاله ابررساناي پايه Y
مقاله اثر هال
مقاله ناهنجاري هال
مقاله نانو لوله هاي كربني

چكيده و خلاصه‌اي از مقاله:
براي بررسي اثر هال در نمونه هاي بس بلوري ابررساناي دماي بالاي YBCO آلاييده به نانولوله هاي كربني (CNT)، ولتاژهاي طولي و عرضي در ميدان هاي مغناطيسي مختلف (0-9T)، در حالت گردابي اندازه گيري شد. ما يك تغيير علامت ضريب هال را نزديك 3T و براي نمونه خالص YBCO و يك تغيير علامت دوگانه را نزديك 3T و 5T براي نمونه YBCO آلاييده به 07wt%CNT يافتيم. مي توان نتيجه گرفت كه آلايش CNT سبب ميخكوبي قوي گردابه ها در نمونه آلاييده و تغيير علامت دوگانه هال شده است.

 

براي دريافت اينجا كليك كنيد

ادامه مطلب
امتیاز:
بازدید:
برچسب: ،
موضوع:
[ ۴ اسفند ۱۳۹۵ ] [ ۰۳:۰۳:۳۸ ] [ علي ] [ نظرات (0) ]

 

براي دريافت اينجا كليك كنيد

  مقاله تغيير نظام ارزشها در افراد بزهكار داراي 164 صفحه مي باشد و داراي تنظيمات در microsoft word مي باشد و آماده پرينت يا چاپ است

فايل ورد مقاله تغيير نظام ارزشها در افراد بزهكار  كاملا فرمت بندي و تنظيم شده در استاندارد دانشگاه  و مراكز دولتي مي باشد.

اين پروژه توسط مركز مركز پروژه هاي دانشجويي آماده و تنظيم شده است

توجه : در صورت  مشاهده  بهم ريختگي احتمالي در متون زير ،دليل ان كپي كردن اين مطالب از داخل فايل ورد مي باشد و در فايل اصلي مقاله تغيير نظام ارزشها در افراد بزهكار،به هيچ وجه بهم ريختگي وجود ندارد


بخشي از متن مقاله تغيير نظام ارزشها در افراد بزهكار :

چكيده :
در چند دهه اخير مسأله ارتباط بين برخي ازويژگيهاي شخصيتي و بزهكاري بسيار پژوهشگران را متوجه خود كرده است ولي اگر بزهكاري از زواياي متفاوت بررسي كنيم خواهيم ديد كه بحث ريشه اي تر در اين زمينه مطالعات عميق بر نظامهاي ارزشي اين افراد و مؤلفه هاي اين نظام ارزشي است چرا كه رفتار و عملكردهاي افراد اغلب در راستاي اولويتهاي ارزشي است كه براي خود بر مي گزينند. مؤلفه هاي بنيادي نظام هاي ارزشي در افراد ارزشهاي نو، و ارزشهاي سنتي است و به بياني ديگر مي توان آنها را ارزشهاي ابزاري و ارزشهاي نهايي خواند.

پژوهش حاضر به بررسي تأثير ارائه خدمات مشاوره اي در تغيير گرايش به مؤلفه هاي نظام ارزشي يعني ارزش هاي نو و سنتي در گروههاي بزهكاران است . در اين پژوهش 120 نفر از بزهكاران مستقر در بازداشتگاه اصفهان به تصادف انتخاب شدند . 90 نفر اين افراد شامل 3 گروه آزمايشي (سارقين، معتادين و منحرفين جنسي) بودند و 30 نفر در گروه كنترل به نسبت مساوي از بين كل افراد، به عنوان نمونه انتخاب شدند و پس از آن به عنوان پيش آزمون «معيار ارزشهاي قابل تشخيص پرينس» و «معيار ارزشهاي راكيچ» را تكميل كردند و سپس بمدت 3 ماه هفته اي يك جلسه از خدمات مشاوره اي فردي و گروهي بهره مند شدند كه در چارچوب و الگوي از پيش تعيين شده توسط محقق به پرسنل مددكاري و مشاوره بازداشتگاه آموزش داده شد و سپس مقرر شد كه اين اطلاعات در اختيار زندانيان نيز قرار گيرد.

خدمات مشاوره اي بمنزله متغير مستقل اين طرح تجربي بود و گروه كنترل از آن برخوردار نمي شدند و پس از پايان 3 ماه مجدداً به صورت گروهي توسط آزمون پرينس و راكيچ ارزيابي شدند. نتايج حاكي از آن بود كه ميانگين تفاوتهاي پيش آزمون و انحراف استاندارد مربوطه و ميانگين تفاوتهاي پس آزمون و انحراف استاندارد آن در گروههاي آزمايشي بنحو چشمگيري از گروه كنترل بالاتر است. اين امر تأئيد كننده اين مطلب است كه ارائه خدمات مشاوره اي در تغيير نظام ارزشي زنان بزهكار (سارق، معتاد، منحرفين جنسي) تأثير داشته و نتايج آن با گروه كنترل تفاوت معني داري را نشان مي دهد.

همچنين يافته هاي پژوهشي نشانگر اين است بدون مدنظر گرفتن تفاوتهاي پيش آزمون و پس آزمون تفاوت معني داري بين گروهها وجود ندارد. در مجموع يافته هاي پژوهش چشم انداز جديدي در زمينه بكارگيري اقدامات خاص در برنامه هاي بازپروري جوانان بزهكار و همچنين تدبير برنامه هايي را براي جلوگيري از جوانان نويد مي دهد.

ارزش ها از موضوع هايي است كه در حوزه توجه تعدادي از تخصص ها، مانند : فلسفه، دين، تربيت، اقتصاد، جامعه شناسي و روان شناسي واقع مي شود. علي رغم اهميت موضوع ارزشها، به عنوان يكي از موضوع هاي اساسي و مهم در حوزه روان شناسي اجتماعي، توجه به پژوهش آن به طور كلي و تغيير و تحول آن در طي دوران عمر به طور خاص، دير صورت گرفته است. شايد اين امر به علتهايي چون اعتقاد بسياري از پژوهشگران و محققان ، روانشناس، به خارج بودن آن از حوزه پژوهش هاي ميداني و مشكل اندازه گيري و تعيين ابعاد و رابطه با ديگر متغيرها بر مي گردد.

دهه سوم و چهارم قرن كنوني، آغاز توجه به پژوهش روان شناختي ارزشهاي انساني، از نظر پايبندي به روش علمي به شمار مي آيد، هم در اموري كه به تعيين مفهوم در عمل و يا امكان اندازه گيري آن از خلال ابزار و روشهايي كه شرايط اندازه گيري خوب بدانها فراهم مي آيد، بستگي دارد.
اين توجه، به برخي جنبه ها تأكيد بيشتر دارد. مهمترين آن، بررسي ارزشها در وابستگي آنها با بعضي از متغيرهاي شخصي مي باشد. مانند : جنس، ديانت، رشته تحصيلي و همچنين، در وابستگي آنها به توانايي هاي شناختي و تحول ارزشها و تغيير آنها در طي دوران عمر مي باشد.

هدفهاي پژوهش :
يكي از هدفهاي اين پژوهش بررسي تغيير نظام ارزشها در افراد بزهكار است كه چگونه تحت تأثير خدمات مشاوره اي صورت مي گيرد و همچنين هدف ديگر اين پژوهش بررسي اين فاكتور است كه آيا در نظام دادن به ارزشها، ميزان گرايش گروه هاي مختلف بزهكار (معتادين، سارقين، منحرفين جنسي) به مؤلفه هاي مختلف ارزشي مثل ارزشهاي نهايي، ارزشهاي ابزاري، ارزشهاي نو (عصري) و ارزشهاي سنتي با يكديگر متفاوت است و همچنين بر اثر دريافت خدمات مشاوره اي نيز نسبت به قبل متحول مي شود يا تغيير چشمگيري حاص نمي كند. بعبارت ديگر شرايط اجتماعي بيروني تا چه حد بر تغيير ارزشهاي فرد تأثير دارد.

سؤالهاي پژوهشي :
1- آيا ارائه خدمات مشاوره اي در تغيير ارزشهاي سنتي به نو معتادين مؤثر مي باشد؟
2- آيا ارائه خدمات مشاوره اي در تغيير ارزشهاي سنتي به نو در سارقين مؤثر مي باشد؟
3- آيا ارائه خدمات مشاوره اي در تغيير ارزشهاي سنتي به نو در منحرفين جنسي مؤثر مي باشد؟
4- آيا بين ميزان تغيير ارزشهاي سنتي به نو در گروههاي بزهكار (معتادين، سارقين، منحرفين جنسي) تفاوت معني داري وجود دارد؟
5- آيا بين ميزان تغيير ارزشهاي سنتي به نو در بزهكاراني كه خدمات مشاوره اي دريافت كرده اند و بزهكاراني كه خدمات مشاوره اي دريافت نكرده اند تفاوت معني داري وجود دارد.

فرضيه هاي پژوهشي
1- ارائه خدمات مشاوره اي در تغيير ارزشهاي سنتي به نو در معتادين مؤثر مي باشد.
2- ارائه خدمات مشاوره اي در تغيير ارزشهاي سنتي به نو در سارقين مؤثر مي باشد.
3- ارائه خدمات مشاوره اي در تغيير ارزشهاي سنتي به نو در منحرفين جنسي مؤثر مي باشد.
4- بين ميزان تغيير ارزشهاي سنتي به نو در گروههاي بزهكار (معتادين – سارقين – منحرفين جنسي) تفاوت معني داري وجود دارد.
5- بين ميزان تغيير ارزشهاي سنتي به نو در بزهكاراني كه خدمات مشاوره اي دريافت كرده اند و بزرهكاراني كه خدمات مشاوره اي دريافت نكرده اند تفاوت معني داري وجود دارد.

اهميت و ارزش تحقيق
از آنجا كه پديده بزهكاري يك معضل مهم اجتماعي مي باشد و علاوه بر هزينه هاي هنگفتي كه اين مسئله به خود اختصاص داده است تهديد كننده سلامت عمومي هر جامعه مي باشد لذا هر تحقيقي كه مي تواند در حل اين مشكل اساسي كمكك كننده باشد نبايد صرفنظر كرد نتايج اين تحقيق مي تواند اطلاعاتي در زمينه گرايشات و ايده هاي ارزشي اين گروه در اختيار دست اندركاران امور اين افراد بگذارد . چرا كه بسياري از اعمال خلاف عرف تحت تأثير صفات شخصيتي خاص افراد و ارزشهاي مورد قبول آنان است و در همين راستا با شناخت و اصلاح و تغيير گرايشات ارزشي بزهكاران با اين تهديد كننده فرد و جامعه با آگاهي بيشتري برخورد كنيم.

در پرتو آنچه گذشت، ميزان آنچه كه ممكن است پژوهش كنوني در رشد نظام ارزش ها در فايده نظري و عملي سهيم باشد، آشكار مي گردد :

1- اهميت نظري پژوهش كنوني كه در مسائل زير متجلي مي شود :
الف : تعيين محدوده مفاهيم اساسي پژوهش و كيفيت بررسي آنها كه شامل مفهوم تحول و مفهوم ارزش ها و مفهوم نظام ارزش ها مي شود.
ب : شناخت روش ها و راه هاي به كار گرفته شده در كشف ارزش ها.
ج : شناخت عمل كسب ارزش ها و محدوديت هاي روان شناختي، جامعه شناختي، زيست شناختي و بيولوژيكي آن.
د : ارائه نمونه اي از يك پژوهش ميداني درباره تحول نظام ارزش ها نزد گروه هايي از دانش آموزان به عنوان نمايندگان مراحل سه گانه سني، يعني : كودكي پسين، نوجواني پسين و جواني پيشين.

هـ : بيان پژوهش هايي كه به بررسي رابطه بين نظام ارزش ها و چارچوب فرهنگي مي پردازد.
2- اهميت كاربردي كه در امور زير مطرح مي شود :
الف : نقش تربيت، هدايت و راهنمايي شغلي و روان درماني در تحول ارزشها.
ب : روش هاي تغيير ارزش ها و چگونگي كاربرد توضيح ارزشها.
ج : بررسي تفاوت گرايش هاي ارزشي زنان بزهكار.

مفاهيم اساسي پژوهش
مفاهيم از امور بنيادين در علم قلمداد مي گردد، بنابراين بايد در به كارگيري اين مفاهيم ، دقت به خرج دهيم.بايد اين مفاهيم روشن و بدون ابهام باشد، تا در به كارگيري آنها تناقض رخ ننمايد.

الف) مفهوم تحول Development :
گروهي از محققان، دو مفهوم رشد[1] و تحول[2] را مترادف به حساب مي آورند و معتقند كه يكي مي تواند جاي ديگري را بگيرد. اما اينها درحقيقت، متفاوت بوده و به يك معنا نيستند، علي رغم اين كه از يكديگر جدا نمي شوند و يكي بدون ديگري ايجاد نمي شود، از نظر لغوي، كلمه «نما» الشيء ، يعني : «زاد» و «كثر» (فراوان گشت) اما كلمه «ارتقي» به معناي «ارتفع و صعد» (صعود كرد) مي باشد و «ترقي» يعني «ارتقي و تسامي» (بالا رفت). پس «نمو» يعني افزودني، كه در مقدار يا حجم يك كاركرد يكسان است، مثل رشد در توانايي حساب.

اين معناي نمو، بر اين مبناست كه افزايش در حجم يا بناء مي باشد و از مفهوم تحول كه به
سلسله اي از تغييرات كيفي تدريجي و مرتب و با ارتباط منطقي گفته مي شود، متمايز است. منظور از تدريجي يعني اين كه تغييرات به سوي هدف مشخصي در جريان است و بدون بازگشت به عقب، به پيش مي رود. مرتب، اشاره به وجود رابطه ميان هر مرحله با مرحله هاي قبل و بعدش دارد (ميلاردو 1997)[3].
نمو، به معني حوزه محدودي از پديده ها و به تغييرات كمي اشاره دارد، اما تحول، فراگيرتر و متضمن تغييرات كيفي تدريجي، رد جنبه هاي جسماني و عقلاني است.

اين نكته ها، با تعريفي از تحول به شرح زير هماهنگ است :
1- تغييرات تدريجي در طول عمر، از تولد تا مرگ.
2- اين پياپي بودن، به تغييرات منظم و هماهنگ منجر مي شود.
3- به پيشرفت بيشتر، تمايز و پيچيدگي و ياتركيب در نظام، منتهي مي شود.
4- نتيجه نهايي اين تغييرات، در ساختمان يا كاركرد يا سازمان دهي كلي است.

ولمان (1983)[4] ، تحول را افزايش در پيچيدگي و نظم بخشي اعمال و سازندگي، از تولد تا مرگ تعريف نموده است كه نتيجه باليدگي[5] و يادگيري[6] است. سالكيند[7] هم در تعريفش به يك سلسله از تغييرات تدريجي، كه در سبك و روش خاصي رخ مي دهد، اشاره دارد و به مثابه نتيجه رابطه متقابل بين عوامل بيولوژيكي و محيطي است.

به طور كلي، مكانيسم تحول، ويژگي هاي عامي دارد كه بيشتر پژوهشگران در حوزه روان شناسي تحول در آن با هم اتفاق نظر دارند. اين ويژگي ها عبارت است از (فورگاس 1995)[8]:
1- متضمن تغييرهاي پيوسته اي است كه از يك مرحله سني با مرحله ديگر متفاوت است و با اختلاف افراد نيز تفاوت مي يابد. از سويي اين تغييرات، نتيجه تأثير متقابل ميان موجود زنده و محيطي است كه در آن زندگي مي كند.

2- اين تغييرها شكل هاي مختلفي دارد؛ گاهي در شكل الگوهاي تحولي كيفي و گاهي كمي است، مانند مقدار تغيير در الگويي خاص.
3- در ميان صاحبنظران، درحوزه پژوهش هاي تحولي، اين اتفاق نظر وجود دارد كه تحول از ساده به مركب و پيچيده سير مي كند ودربردارنده افزايش در نظم بخشي و وضوح بين عناصر يا ويژگي هاي موجودات است و مكانيسم تحول، غالباً در جهت تمايز بيشتر و تكامل مي باشد، به طوري كه تحول فرد از كاركردهاي نامشخص به كاركردهاي بسيار محدود و مشخص گرايش دارد و همزمان، اين كاركردها در روابط با ديگر جنبه هاي رفتار در شكل واحدهاي تازه اي وارد مي شود. ويليامز(1976)[9] ، چنين استدلال مي كند كه مراحل تحول اخلاقي از هم گسسته نبوده، بلكه متصل و به هم فشرده است.

ب) مفهوم نظام ارزش ها :
براي اينكه معناي نظام ارزش ها و كيفيت بررسي عمل آن، در پژوهش كنوني را توضيح دهيم، مي توانيم به بررسي امور زير بپردازيم:
1- تعيين حوزه معنايي نظام ها.
2- تعيين حوزه معنايي ارزش ها.
3- معناي نظام ارزش ها.
ج) مفهوم نظام :

مفهوم نظام، كه گاهي منظومه ترجمه مي شود، از مفاهيم بنيادين در حوزه پژوهش تحولي است. ما
به تعبير ويليامز(1976)[10]، به برسي پديده هاي تحولي از خلال اعمال منظم، يا پديده هاي مرتبط بين آنها نيازمنديم و اين، براي ارائه تصوير كاملي از اين پديده ها و دريافت نقش هر يك از آنها در ارتباط با ديگري است.

ريشه كلمه نظام در زبانهاي اروپايي، از دو كلمه يوناني Stema و Syn، يعني قرار دادن اشياء در شكل منظم و مرتب در كنار يكديگر، اقتباس شده است. نظام، يعني مجموعه واحدهايي كه به طور خاص با هم ترتيب يافته اند و ارتباطي نظام مند با هم دارند، تا هدف خاصي را ايفا كنند و يا به كاركرد ويژه اي بپردازند. ولمان مي گويد: نظام، مجموعه اي از عناصر است كه در روابطي با يكديگر وارد مي شود تا كاركرد مشخصي را نسبت به فرد، ايفا كند.
وازن نيز نظام را چنين تعريف مي كند: مجموعه اي از اشياء و يا حوادث مرتبط به هم، كه بين آنها تأثير متقابل يا تكيه طرفيني باشد.
به طور كلي، نگرش به نظام به تعبير كندون (1997)[11] مشتمل بر امور زير مي باشد :

1- مجموعه اجزاء يا عناصر كل مجموعه.
2- روابط و تأثيرات متقابل موجود ميان اين عناصر.
3- اين عناصر براي ايفاي يك وظيفه مشخص، با هم كار مي كنند.

4- سطح پيچيدگي نظام[12] و درجه شمول و فراگيري آن متفاوت است. گاهي واحدهاي آن از نظر تعداد زياد و گاهي محدود است.
با توجه به تعريف هاي گذشته، مي توان نظام را اين چنين تعريف كرد: نظام، عبارت از مجموعه اي از عناصر تأثيرگذار بر يكديگر، براي ايفاي كاركردي مشخص است كه هر يك از آنها به اندازه مشخص و به حسب اهميت و ميزان تأثير آن در درون نظام، سهيم هستند.

د) مفهوم ارزش ها :
مفهوم ارزش، از مفاهيمي است كه بسياري از محققان در حوزه هاي مختلف، همچون فلسفه، تربيت، اقتصاد، جامعه شناسي، روان شناسي و ديگر حوزه ها، بدان توجه نموده اند. البته، اين خوب موجب ابهام در به كارگيري اين مفهوم در هر رشته تخصصي شده است، حتي در يك رشته تخصصي نيز كاربردهاي متفاوت يافته و تعريف واحدي از مفهوم ارزش ها به دست نيامده است؛ تعريفي كه تمامي كساني كه در حوزه روا شناسي اجتماعي كار مي كنند، آن را به مثابه يك موضوع قابل توجه بپذيرند. نتيجه اين شد كه ابزار و معيارهاي متفاوتي به كار گرفته مي شود كه ويژگي هاي آن، در پرتو چارچوب نظري اي كه نزد هر پژوهشگري در اين زمينه وجود دارد، تعريف مي شود.

آنچه در پي مي آيد، به مفهوم ارزش و كاربردهاي آن در تعدادي از رشته هاي تخصصي، همچون علم اقتصاد ، فلسفه ، دين، جامعه شناسي و روان شناسي مي پردازد.
مفهوم ارزش در علم اقتصاد :
كلمه ارزش، در اقتصاد دو معنا دارد :
1- صلاحيت شئ براي برآوردن نيازي؛ اصطلاح ارزش سود، اين معنا را تعيين مي كند.
2- معادل كالايي در هنگام مبادله با كالاي ديگر در بازار ، از اين ترعيف، به اصطلاح ارزش پاياپاي و ارزش سود كالا نيز تعبير مي شود. اين ارزش، همان براورد شخص از كالاست.

مفهوم ارزش در فلسفه :
ارزش، يكي از مفاهيم فلسفي مي باشد كه تا حد زيادي محور اختلاف هاي اساسي ميان مكتب ها و مشرب هاي مختلف فلسفي است و ديدگاههاي مربوط به آن، با يكديگر تفاوت عمده اي دارد. جان دئي در اين باره مي گويد: آراي پيرامون موضوع ارزش ها ميان اعتقاد از جنبه اي كه ارزش ها ناميده مي شود، كه در واقع اشاره ها و تعبيرهاي صوتي بيش نيستند، تا اعتقاد طرف مقابل كه آن را معيارهاي استقرايي يا لمي[13] عقلي و ضروري مي داند، متفاوت است و هنر، علم و اخلاق، بر پايه هايي از آن تكيه مي كند(لوينگر 1996)[14] .

در اين موضوع : فيلسوفان به دو دسته تقسيم مي شوند:
1- در مشرب فلسفه هاي ايده آليستي يا عقلي، كساني چون افلاطون معتقدند كه مردم نسبت به منابع و سرچشمه هاي الزامي در زندگي شان آگاهي ندارند، ولي مطلوب ها را درك مي كنند و از حق و زيبايي سخن مي گويند.

2- ديدگاه دوم به فلسفه هاي طبيعي مربوط است. ديدگاهي كه در آن، ارزش ها جزء جدايي ناپذير واقعيت قراردادي زندگي و تجربه بشري است؛ يعني همه چيز، با ارزش هاي برتر به خاطر راز موجود در آنها با هم مرتبط نمي شود، بلكه ارزش ها هميشه همان نتيجه و حاصل ارتباط ما با آنها و رابطه ما با آنها و تلاش ما به سوي آنها و شكل گيري ميل و رغبت و گرايش ما به سوي آنها مي باشد. بنابراين، ارزش ها از جنس تجربه بشري و بخش جدايي ناپذير از وجود آن است و اشياء در ذات خود، خوب يا بد، درست يا نادرست و زشت يا زيبا نيستند، بلكه ما اين احكام را به واسطه تأثير و تأثر از اين انديشه ها صادر مي كنيم.

مفهوم ارزش در دين :
دين مسيح با آوردن تعاليم و وحي آسماني، شأن اشياء و اعمال را آشكار كرد و آگاهي از ثواب مترتب بر آن را اهميت بخشيد. اسلام در اين زمينه بيشتر سخت گرفت و آن را در شكلي روشن تر آشكار نمود و رابطه زندگي اين دنيا را با زندگي جهان ديگر، تبيين كرد؛ اين ارتباط در ارزيابي اشياء و اعمال و حكم بر آنها، شأن و جايگاه خاص خود را دارد و خطاب خداوند آخرين سخن در حكم بر زشت وزيبا يا مباح و حرام است.

مفهوم ارزش در جامعه شناسي :
جامعه شناسان معتقدند كه شيوه ارزشگذاري و ارزيابي، بر اساس وجود معيار و شباهت در پرتو مصالح شخص از يك سو و وسايل و امكاناتي كه جامعه براي تحقق اين مصالح براي او مهيا مي سازد، مبتني است. برا ين اساس، روش گزينش ارزش ها، مشروط به شرايط اجتماعي در اختيار نهاده، مي باشد.
ارزش ها، آنگونه كه تعدادي از جامعه شناسان معتقدند، عبارت است از : نرم يا معياري براي گزينش ، از ميان ابزار يا امكانات اجتماعي كه براي فرد آماده و مهيا شده و با موقعيت اجتماعي وي منطبق است.

اما روان شناسان اجتماعي به تمام جنبه هاي رفتار فرد در جامعه توجه دارند كه به چارچوب مشخصي براي نظام يا سازماني مشخص محدود نمي شود. روان شناسي اجتماعي، توجه خود را به ويژگي هاي فرد، استعدادها و پاسخ هاي وي به روابط او با ديگران متمركز مي كند.
روشن شد كه جامعه شناسان با ارزش هاي گروهي سر و كار دارند، در حالي كه بيشترين توجه روان شناسان به ارزش هاي فردي و تعيين حد و مرز آن، چه از نظر رواني يا اجتماعي و جسماني، معطوف است. به عبارتي در حالي كه «گروه» كانون توجه جامعه شناسان است، «فرد» كانون توجه روان شناسان مي باشد(واستر 1962)[15].

مفاهيمي كه با ارزشها خلط مي شوند عبارتند از :
ارزش و نياز (Value and need) :
نياز، همان احساس از دست دادن چيزي توسط موجود زنده است كه گاهي دروني و زماني بيروني است و از تمايلات مشخصي كه در ارتباط با موضوع، هدف يا محرك است، ناشي مي شود.
برخي از دانشمندان، مانند مزلو[16]، معتقدند كه مفهوم ارزش، هم وزن مفهوم نياز است. برخي ديگر هم برآنند كه ارزش، اساسي بيولوژيك دارد و بر نيازهاي اساسي مبتني است و ارزشي نزد فرد يافت نمي شود، مگر آنگاه كه نياز خاصي داشته باشد؛ نيازي كه در پي تحقق و برآوردن آن برآيد. بنابراين، نيازهاي اساسي همان چيزهايي هستند كه موجود زنده را از نظر زيستي مي سازند ونظام انتخاب هاي او را تعيين كرده، به مثابه ارزش هاي زيستي مي باشد. اين ارزش ها، بعدها و همزمان با رشد فرد، به ارزش هاي اجتماعي تغيير مي يابد (اكمان ، 1974)[17].

در برار آن، برخي دانشمندان همچون ميلتون راكيچ[18] را مي بينيم كه معتقدند بين دو مفهوم اختلاف وجود دارد. ارزش ها از ديدگاه وي، بازنمايي هاي شناختي[19] نيازهاي فرد يا جامعه است و انسان، تنها موجود زنده اي است كه عمل به چنين بازنمايي ها براي او ممكن مي باشد و در پرتو اين، تمايز بين اين دو، بر اين اساس است كه نيازها نزد همه موجودات يافت مي شود (انسان و حيوان) ولي ارزشها تنها در نزد انسان ديده مي شود(راكيچ 1995) [20].

ارزش و انگيزه (Value and Motive) :
خلط شايعي نزد پژوهشگران، در به كارگيري اين مفهوم وجود دارد. نگرش به ارزشها، به اين كه تنها يكي از جنبه هاي مفهومي فراگيرتر، يعني انگيزش است و گاهي ارزشها با تبادل يا انگيزش به كار مي رود. به عنوان مثال، انگيزه اقدام به كاري نزد مك ليلاند[21]، به مثابه ارزش محسوب مي گردد. اين نكته را ويلسون[22] هم از خلال پژوهش هاي خود تأييد مي كند. او مي گويد : بين انگيزه امنيت[23] و ارزش امنيت ملي[24] (بنا بر معيار راكيچ) ارتباط قابل توجهي وجود دارد.

بنگستن معتقد است، وقتي ارزش ها در رفتار فرد تأثير مي گذارد و به انتخاب جانشيني منجر مي شود، به منزله انگيزه است و فدر هم با ارزش ها، به عنوان مترادف با همتا با انگيزه ها برخورد مي كند (ميلاردو 1997)[25].
در پرتو تعريف انگيزه، اين كه حالتي آگاهانه است كه موجود زنده را به سوي هدف مشخصي سوق مي دهد و يكي از امور تعيين كننده رفتار است، براساس نوع هدف در ارزش و انگيزه، مي توان بين آنها مقايسه اي انجام داد، به طوري كه هدف در ارزش از نوع مطلق است و صبغه وجوبي دارد.

ارزش و ميل (Value and Interest) :
برخي از پژوهشگران معتقدند ، مفهوم ارزش – به اعتبار خود – يعني موضوعي كه به آن گرايش داريم يا بدان توجه مي نماييم، با مفهوم ميل (گرايش) مطابقت دارد. پري(1974)[26] نظريه هاي عيني يا واقع گرا را كه با ارزش سر و كار داشته و در عالم واقع وجود دارد، وقعي ننهاد و فرضيه عام در ارزش ها را مطرح نمود، فرضيه اي كه براساس تعامل ارزش ها، با توجه به اين كه از تجربه شخصي سرچشمه مي گيرد، مبتني است و علي رغم پذيرش اختلاف بين ارزش و ميل، راه رسيدن به آن را «ميل» يافت. آنجا كه ارزش نتيجه وجود ميل به چيزي خاص است، اگر آن چيز موضوع ميل باشد، داراي ارزش است.

ارزش و ويژگي خاص (Value and Trait) :
مفهوم «ويژگي خاص» كه از مفاهيم بنيادين در ساختمان شخصيتي[27] است، و ويژگي يا خصوصيتي از رفتار است كه تا اندازه اي به ويژيگ استمرار توصيف مي شود و مشاهده و سنجش آن ممكن است؛ نظير دشمني، ترس، شجاعت و …)
بنابراين ارزش، از ويژگي خاص، محدودتر و متنوع تر است، و به طور معمول شامل جنبه مثبت و منفي مي گردد در حالي كه ويژگي هاي خاص چنين نيستند، نظير آنكه ارزش ها، ويژگي امكان تغيير و تحول را دارا هستند (ميلاردو ، 1997)[28].

ارزش باور (Value and Belief) :
اعتقادات و باورها به سه نوع تقسيم مي شوند : توصيفي[29] كه مي توان درست يا نادرست را به آن نسبت داد، ارزشي[30] كه موضوع باور بوده، به حسن و قبح توصيف مي شود و در نهايت آمرانه و نهي آميز كه فرد به مقتضاي آن بر برخي از ابزار و يا هدف ها به صلاحيت يا عدم صلاحيت ميل و رغبت حكم مي كند.
راكيچ معتقد است ارزش، باوري از نوع سوم است يعني : آمرانه و نهي آميز. او آن را چنين تعريف مي كند: باوري است كه به طور نسبي ثابت، و در محتواي آن ترجيحي شخصي يا اجتماعي را براي يكي از هدف هاي وجود، يا شكلي از شكل هاي رفتار رساننده به اين غايت، تحميل مي كند. ارزش ها زا نظر او همچون باورها، دربردارنده سه عنصر مي باشد.

شناختي: از نظر آگاهي به آنچه كه صلاحيت ميل و رغبت دارد؛
عاطفي : از نظر احساس فرد در برابر آن؛
ايجايي يا سلبي و رفتاري: از نظر آگاهي به آن به عنوان متغير ميانجي يا به منزله معيار يا راهنماي رفتار.
تصور راكيچ از ارزش ها، به اين كه شناختي است، با آنچه كه ديگران آن را ارزش هاي تصوري[31] يا تصورهاي آرماني كه بايد چنين باشد، و در پرتو آن حكم بر رفتار كامل مي شود، همخواني دارد. همچنين با تعريف ديگري از ارزش يعني به اين كه مفهوم يا تصور مطلوب[32] هم آشكار و ضمني است، هم سازگاري دارد. تصوري كه فرد يا گروه به آن متمايز است و در انتخاب و گزينش ابزار يا هدف هاي در دسترس، تأثير مي گذارد (ميلاردو ، 1997)[33].

ارزش وگرايش (Value and Attiude)

برخي پژوهشگران براي اين باورند كه ارزشها ، همان رابطه ميان انسان وموضوعهايي است كه معتقد است داراي ارزش هستند ؛ اين طرز فكر نتيجه تلاشهايي است كه جان ديويي، لي[34] و ديگران انجام داده اند، آنان تأكيد ميكنند كه اساس متافيزيكي ارزش ها به اعتبار اينكه داراي ارزشي ذاتي بوده، روابطي بين انسان و موضوع هايي كه معتقد است، مي باشند و داراي ارزش بوده وتحول يافته اند؛ اين روابط متضمن نوعي رأي درباره چيزي، كسي يا معنايي است، همچنان كه متضمن احساس و گرايش به سوي آن و ترجيح دادن آن هم مي باشد.

چنين تصوري از ارزش ها به وضوح بيانگر ميزان پيچيدگي در طبيعت آن است و آشكار مي سازد كه آنها جزئي از نظم بخشي مسلط بر رفتار ما و منعكس كننده نيازها، گرايش ها و هدف هاي ما مي باشد. علاوه بر اين كه به صورت هاي مختلف و با مراتب متفاوت منعكس كننده نظامي اجتماعي است كه در آن زندگي مي كنيم و ميراثي فرهنگي كه در سايه آن پرورش مي يابيم.

بنابراين مفهوم ارزش فراگيرتر از مفهوم گرايش است، و به همين دليل برخي از دست اندركاران اين وادي، با مفهوم ارزش از ديدگاه گرايش برخورد مي كنند. دكتر سويف موضوع ارزش ها را در چهارچوب بررسي گرايشها، با تكيه بر تشابه بين اين دو موضوع بررسي مي كند و مي گويد: پژوهش هاي گرايش ها در حوزه روان شناسي آغاز مي گردد و پژوهش هاي ارزش ها در حوزه فلسفه. وي معتقد است ارزش ها، مضمون گرايش ها را ارائه مي دهد. پس گرايش، نمايانگر شكلي است كه به ويژگي تجريدي نزديكتر است، به طوري كه ارزش ها مضمون و محتواي اين شكل را تعيين مي كنند.

ميلتون راكيچ هم به تفاوت هايي ميان ارزش و گرايش ها، به شرح زير اعتقاد دارد :
1- گرايش، نظم دهي مجموعه اي از باورهايي است كه به موضوع يا موقعيتي خاص اشاره دارد، در حالي كه ارزش با باروري واحد، و شامل گونه اي از گونه هاي رفتار ترجيح دادهشده يا يك هدف مي باشد.
2- ارزش، بر اشياء و موقعيت ها متمركز بوده، گرايش به موقعيت يا موضوعي مشخص.

3- ارزش به مثابه معيار است، در حالي كه گرايش چنين نيست. گرايش ها بر تعداد اندكي از ارزش هايي مبتني است كه به منزله معيار قلمداد مي گردند.
4- تعداد ارزش هايي كه فرد بدان پايبند است و در نظام ارزشي اش نظم مي يابند، بر آنچه كه شخص آن به وجود مي آورد و يا آن را از باورهايي كه به شكلي از اشكال رفتار يا يك هدف تعلق دارد و فرا مي گيرد، وابسته است؛ اما تعدادي از آن گرايش ها به مواجهه او از موقعيت ها يا چيزهاي مشخص و محدود بستگي دارد. بنابراين گرايش ها، از نظر تعداد، از ارزش ها بيشترند.

5- ارزشها، موقعيت اصلي و مهمتر از گرايشها را در بناي شخصيت فرد و نظام معرفتي وي اشغال مي كنند.
6- مفهوم ارزش ها بيش از گرايش ها از پويايي برخوردار است، زيرا بدون واسطه، با انگيزش مرتبط مي شوند ولي گرايش ها چنين نيستند، اينها (گرايش ها) از عوامل اساسي جهت دهنده رفتار نيستند.
7- ارزش ها به نقش اساسي در تحقق «من» و تحقق فرد مي پردازد، اما گرايش ها همين كاركردها را در درجه پايين تري انجام مي دهد (راكيچ، 1989)[35].

ارزش و رفتار (Value and Behavior) :
در كنار تعريف هايي كه از ارزش ها، با كمك نشانه هاي مختلفي ارائه شد، گروهي از محققان ارزش ها را از خلال نشانه و علامت رفتار، به اين اعتبار كه ارزش ها همان تعيين كننده حدود رفتار و افعال فرد است، بررسي مي كنند. موريس، ارزش ها را چنين تعريف ميكند: توجه يا رفتار رجحان طلب و مطلوب از ميان تعدادي از رويكردهاي موجود، كه آنها را به سه گروه تقسيم مي كند:
1- ارزش هاي عملياتي[36] ، كه از طريق رفتار رجحان طلب ممكن كشف گردد.

2- ارزش هاي متصور[37] كه بررسي آن از طريق رمزهاي عامل در حوزه رفتار رجحان طلب ممكن است و عبارت ازتصورات آرماني است كه بايد اين چنين باشد، چنان كه در پرتو آن حكم بر فعل يار فتار كامل مي گردد.
3- ارزش هاي واقعي[38]، كه محقق بدون تعريف آن را رها كرده است. موريس از خلال پژوهش خود به سيزده روش براي همزيستي شيوه هاي زندگي[39] معتقد است. به اعتقاد او، رويكردهاي ارزشي در پرتو پنج عامل نظم مي يابند كه عبارتند از : خودكنترلي[40]، لذت از عمل، كفايت ذاتي[41]، پذيرش انديشه ها و آراي ديگران و لذت از زندگي (راكيچ، 1985)[42].

مي توان مطلب گذشته در باب تفكيك ارزش ها و ديگر مفاهيم را چنين خلاصه كرد:
1- فرق بين ارزش ها ونيازها اين است كه: ارزش ها دربردارنده بازنمايي هاي شناختي مي باشند و انسان ها و نيازها اين است كه : ارزش ها دربردارنده بازنمايي هاي شناختي مي باشند و انسان تنها موجود زنده اي است كه مي تواند به چنين بازنمايي ها دست يازد. در حالي كه نيازها متضمن اين جنبه ها نيستند و نزد همه موجودات زنده – اعم از انسان و حيوان – يافت مي شود.

2- ارزش ها با انگيزه ها نيز متفاوت است، يعني تنها فشارهايي براي سمت دهي رفتار نيستند، بلكه علاوه بر آن، شامل تصور يا مفهوم موجود در وراي اين رفتار، همراه با معنابخشي و توجيه بخشي مناسب هم مي باشد.
3- ميل، مفهومي محدودتر از مفهوم ارزش است و يكي زا جلوه هاي آن به شمار مي آيد و غالباً با ترجيح دادن ها و انتخاب هاي شغلي كه الزام آور نيستند، در ارتباط است، همچنان كه با معيارهايي كه سزاوار و ناروا را تعيين مي كند، مرتبط مي باشد، اما ارزش ها با نوعي از انواع رفتار يا يك هدف در ارتباط است و با ويژگي وجوب و الزام توصيف مي شوند.

4- درباره فرق ارزشها و باورها : شناخت ارزش ها با ديگر شناخت هايي كه متضمن باور است، از نظر ارزش گذاري متفاوت است؛ بدين معني كه شخص از بين گزينه ها، در ارزيابي اش ميان آنچه برتر بوده يا برتر نيست، گزينش مي كند. تفاوت ديگر ارزش با باور در اين است كه ارزش ها غالباً به خوب و بد اشاره دارند، ولي باورها غالباً در ارتباط با درست يا نادرست هستند.

5- فرق ارزشها و گرايش ها در اين است كه ارزش ها فراگيرتر از گرايش ها هستند و از مجموعه گرايش ها كه ميان آنها رابطه اي قوي وجود دارد، شكل مي گيرند تا ارزش مشخصي به وجود آيد و در نتيجه، ارزش ها موقعيتي مهمتر از گرايش ها را در بناي شخصيت فرد، اشغال مي كنند.
6- تفاوت ارزش ها با ويژگي هاي خاص در اين است كه ارزش ها مشخص تر و متنوع تر بوده، قابليت تغييرپذيري آنها بيشتر است.
7- ارزش ها، مفهومي تجريدي تر از رفتار هستند،بنابراين، ارزشها تنها رفتار گزينشي، آنگونه كه چارلز موريس معتقد است،نيستند بلكه متضمن معيارهايي بوده كه موجب ترجيح دادن بر اساس آن مي شوند. بدين ترتيب، گرايش ها و رفتار، هر دو حاصل رويكردهاي ارزشي اند.

با توجه به اين مطالب، روشن مي شود كه ارزش ها داراي ويژگي هايي چند هستند كه آنها را از ديگر مفاهيم، مثل: نياز، انگيزه، ميل، باور، گرايش و رفتار، جدا مي سازد.
آنها عبارتند از :
الف : ارزش ها عمومي تر و انتزاعي تر از گرايشها ، ميل ها و رفتار فرد مي باشد.
ب : ارزش ها، خاصيت وجوب و الزام دارد و در پرتو معيارهاي جامعه و چارچوب فرهنگي اي كه اين ارزش ها بدان وابسته است، كسب مي شود. اين خاصيت با توجه به نوع ارزش، با هم متفاوت است. به عنوان مثال، ارزش ابزاري با ارزش هاي غايي در اين ويژگي متمايز مي گردد، چنان كه ارزش هاي ابزاري اخلاقي از ارزش هاي ابزاري اي كه به لياقت و صلاحيت متعلق است، متمايز مي گردد و فرد براي اين كه امانت و مسؤوليت را اعمال كند، يا هوشياري و منطقي بودن را، بيشتر احساس فشار مي كند.

با توجه به آنچه گذشت، مي توان مفهوم ارزش ها را – آن طور كه در بررسي كنوني به كار مي رود – به شكل زير تعريف نمود:
ارزش ها: عبارت از احكام و داوري هايي است كه فرد در ترجيح دادن يا ترجيح ندادن موضوع ها يا اشياء صادر مي كند. اين داوري در پرتو ارزيابي او از اين موضوع ها يا اشياست و اين كار از خلال تفاعل ميان فرد، معرفت ها وتجربه هاي او با الگوهاي چارچوب فرهنگي اي كه در آن زيست مي كند، كامل مي شود و از خلال آن، اين تجربه ها و معرفت ها كسب مي شود.
با اين تعريف، ارزش ها از نظر كاربردي به شكل زير مشخص مي شود:

1- معياري است كه به مقتضاي آن داوري مي كنيم و براساس آن، آنچه را كه مطلوب بوده يا در موقعيتي كه در آن چند گزينه يافت مي شود و رجحان دارد، تعيين مي كنيم.
2- از خلال آن هدف هاي مشخصي يا غايت ها و ابزار تحقق آنها مشخص مي گردد.
3- داوري، سلبي يا ايجابي، جلوه هاي خاصي از تجربه در پرتو فرايند ارزش گذاري است كه فرد بدان دست مي يازد.
4- بيان اين جلوه ها در سايه گزينه هاي متعدد در برابر فرد، تا جايي كه كشف از خاصيت انتخاب گري كه ارزش ها بدان متمايز است، ممكن مي گردد.
5- اين گزينه ها يكي از شكل هاي بيان الزامي، مانند واجب يا شايسته را به خود مي گيرد. به طوري كه از خاصيت وجوب يا الزام كه ويژگي ارزش هاست، پرده بر مي دارد.

6- قدر و اعتبار ارزش در افراد متفاوت است و اين به ميزان داوري آنها درباره ارزش در موقعيت هاي مختلف، بستگي دارد.
7- در پرتو آن، ارزش ها نمايانگر اهميت در رابطه با افراد، از نظر اعتبار نسبي بيش از نظام ارزش هاست، و ارزش از نظر اعتبار نسبي نمايانگر اهميت كمتري در اين نظام است (سيندر، 1983)[43].

مفهوم نظام ارزش ها (Value Sustem) :

انديشه نظام ارزش ها، زاييده اين تصور است كه بررسي ارزشي خاص يا فهم آن به دور از ديگر
ارزش ها،ممكن نيست، زيرا يك نظام هرمي وجود دارد كه ارزش ها بنابر اهميتشان نسبت به فرد يا گروه، بدان نظم مي يابد.
مراد از نظام ارزش ها، مجموعه ارزشهاي مرتبط به هم مي باشد كه رفتار و كارهاي فرد را نظم مي بخشد و غالباً بدون آگاهي فرد شكل مي گيرد. به بيان ديگر، عبارت از ترتيب هرمي مجموعه اي از ارزش هايي است كه فرد يا افراد جامعه بدان پايبند هستند و بر رفتار فرد يا رفتار افراد، بدون آگاهي آنان بدان، حاكم است.
اين مطلب با تعريف محمد ابراهيم كاظم، از نظام ارزش ها سازگاري دارد. وي مي گويد : نظام ارزش ها عبارت از مجموعه ارزش هاي فرد يا جامعه است كه بنا به اولويت آنها مرتب شده باشند و چارچوبي مبتني بر هيأتي درست است كه مباني آن، بنا به اهميت شان به صورت تدريجي رشد مي كند (رزبالت، 1991)[44].

برخي از پژوهشگران نيز، با نظام ارزش ها چنين برخورد مي كنند، نظام ارزشي، عبارت از مجموعه گرايش هاي مربوط به هم است كه در شكل يك بناي پلكاني نظم مي يابد. راكيچ معتقد است: نظام باور – ناباور ، نظامي دربرگيرنده گرايش ها و رازش ها و نظام ارزش ها، به شمار مي آيد و برخورد وي با اين جنبه ها چنين است كه عبارت از مباني اي است كه نقش اساسي در نظام باورهاي كل فرد را بازي مي كند و در پرتو اين تصور، راكيچ نظام ارزش ها را چنين تعريف مي كند : نظم دهي باورها كه به ثبات نسبي توصيف مي شود و ترجيح دادن هدفي از هدف هاي وجود يا شكلي از اشكال رفتار رسانند، به اين غايت را با خود دارد و آن ، در پرتو آن چيزي است كه نمايانگر اهميت در ارتباط با فرد است.

با توجه به آنچه گذشت، مي توانيم مفهوم نظام ارزش ها را آن گونه كه در پژوهش كنوني بدان مي پردازيم، تعريف نماييم :
عبارت است از ساختار يا نظم دهي فراگير ارزش هاي فرد كه هر ارزشي در اين نظام نمايانگر عنصري از عناصر آن است و اين عناصر در تأثير متقابل بر روي هم به سر مي برد تا به كاركرد مشخصي در فرد بيانجامد.

اين تعريف به سبب ويژگي هاي زير از تعريف هاي ديگر برتر است :
1- بررسي ارزش هاي فرد را در پرتو منظئمه يا چارچوب عامي كه از خلال آن، اين ارزش ها نظم مي يابد، اجازه مي دهد.
2- آگاهي از گونه هاي نظم ارزش ها و جلوه هاي رشد آن در كل عمر را به ما مي دهد.
3- اين تعريف با تصور ما از نظام، كه صبغه پويايي و تأثير متقابل بين اجزاي آن وجود دارد سازگار است. همچنين با بررسي ما از ارزش ها بهاين كه حاصل فرايند تأثير متقابل بين فرد با معرفت ها وتجربه هاي او با الگوهاي چارچوب فرهنگي اي كه در آن زيست مي كند، هماهنگ است.

مفهوم رشد يا تحول نظام ارزش ها :
جايگاه ارزش نزد فرد، بنا بر نياز، توجه و گرايش فرد بدان است، و آنگاه كه به سطح يا درجه اي از خلال آن، ميزان مناسبت اين ارزش و اهميت آن نسبت به خود را مي شناسد، دست نيابد، اهميت چنداني به آن ارزش نمي دهد. مزلو در چارچوب نظريه اش به نام «تحول رواني مستمر نيازها» معتقد است: نيازهاي فرد در شكل يك ساختار هرمي داراي سلسله مراتب ، از شش سطح رشد مي يابد كه پايين ترين آن سطح نيازهاي زيستي (مادي) و بالاترين آن سطح نيازهاي شناختي، مانند : علاقه به شناخت و فهم است و هنگامي شخص از سطحي به سطح ديگر منتقل مي شود كه از نظر سن رشد كرده باشد (والستر، 1962)[45].
وودروف[46] روشن مي سازد كه ارزش ها در تحول خود بر پيوستگي وسيله هدف در پرتو سطوح سه گانه زير مي گذرد:
1- اهداف مستقيم به وسيله چيزهاي واقعي مانند : غذا، آسايش و تحصيل.

2- اهداف غير مستقيم ، كه غير اجتماعي بوده و به آينده مربوط مي شود، مانند : دستيابي به يك شغل يا تلاش براي شهرت.
3- سطح سوم به هدف هاي نهايي مربوط است،يعني بدون واسطه با ارزش هاي نهايي سر و كار داشتن نظير : آزادي و زيبايي.
بنابراين رشد ارزش و فراگير شدن آن مرحله مختلفي دارد كه كرائول[47] و همكارانش آن را در اين سه سطح تعيين مي نمايند :
سطح اول : سطح پذيرش ، كه دربردارنده اعتقاد و داراي اهميت ارزش خاصي است و پايين ترين درجه يقين مي باشد.
سطح دوم : سطح رجحان، كه به ترجيح ارزشي خاص توسط فرد و اهميت بخشيدن به آن است.

سطح سوم : سطح پايبندي و تعهد، كه برترين درجه يقين ، يعني آگاهي به خروج از ارزشي خاص به منزله مخالفت با معيارهاي رايج خواهد بود.
با رشد سني فرد، معيارهايي كه بر كارها و رفتارهاي او حاكم گرديده، داوري هاي او بر درست و نادرست و آنچه كه اخلاقي يا غير اخلاقي و مخالف معيارهاي رايج جامعه را تعيين مي كند، تغيير مي يابد. (والستر، 1962)[48].

 

براي دريافت اينجا كليك كنيد

ادامه مطلب
امتیاز:
بازدید:
برچسب: ،
موضوع:
[ ۴ اسفند ۱۳۹۵ ] [ ۰۳:۰۳:۰۳ ] [ علي ] [ نظرات (0) ]

 

براي دريافت اينجا كليك كنيد

  مقاله حاكميت (راهبري) شركتي، مفاهيم و تاريخچه پيدايش آن داراي 7 صفحه مي باشد و داراي تنظيمات در microsoft word مي باشد و آماده پرينت يا چاپ است

فايل ورد مقاله حاكميت (راهبري) شركتي، مفاهيم و تاريخچه پيدايش آن  كاملا فرمت بندي و تنظيم شده در استاندارد دانشگاه  و مراكز دولتي مي باشد.

اين پروژه توسط مركز مركز پروژه هاي دانشجويي آماده و تنظيم شده است

توجه : در صورت  مشاهده  بهم ريختگي احتمالي در متون زير ،دليل ان كپي كردن اين مطالب از داخل فايل ورد مي باشد و در فايل اصلي مقاله حاكميت (راهبري) شركتي، مفاهيم و تاريخچه پيدايش آن،به هيچ وجه بهم ريختگي وجود ندارد


بخشي از متن مقاله حاكميت (راهبري) شركتي، مفاهيم و تاريخچه پيدايش آن :

سال انتشار: 1391

محل انتشار: همايش منطقه اي نقش مديريت و حسابداري در تعالي سازمانها و حل بحران هاي مالي

تعداد صفحات: 7

چكيده:

حاكميت شركتي عبارت است از فرآيند نظارت و همچنين كنترل عملكرد مديرشركت مطابق با منافع سهام داران.ادبيات اقتصادي و مالي راجع به حاكميت شركتي با وقوع رسوايي هاي مالي اخير ، مانند انرون ، وردكام و پارمالت دچار دگرگوني شگرفي گرديده است. يكي از علايم چنين تغييراتي را مي توان سيل عظيم تحقيقات در اين زمينه دانست . تحقيقات اخير بيان گر آن است كه بهبود محيط قانوني ، تركيب سهام داران و ساختار هياًت مديره به انتظار رتبه ي بازده كمتر و به تبع آن ارزش گذاري بيشتر شركت منجر گردد.درابتز و ديگران( 2003 ) اعتقاد دارند كه هدف بسياري از سازوكارهاي حاكميت شركتي، دست يابي به شركت هاي مسئوليت پذير ، پاسخگو ، مديران ارزش آفرين و در نهايت كنترل شركت هاست . به عبارتي ديگر مي توان اين گونه بيان نمود كه قوانين حاكميت شركتي به دليل رفع تضادهاي احتمالي بين سهام داران ، كار گران و مديران در بازارهاي بين المللي توسعه يافته است

 

براي دريافت اينجا كليك كنيد

ادامه مطلب
امتیاز:
بازدید:
برچسب: ،
موضوع:
[ ۴ اسفند ۱۳۹۵ ] [ ۰۳:۰۲:۲۳ ] [ علي ] [ نظرات (0) ]

 

براي دريافت اينجا كليك كنيد

 Curcumin Encapsulated in Chitosan Nanoparticles: Preparation, Optimization, Characterization, and Antimicrobial Study on Dental Caries داراي 9 صفحه مي باشد و داراي تنظيمات در microsoft word مي باشد و آماده پرينت يا چاپ است

فايل ورد Curcumin Encapsulated in Chitosan Nanoparticles: Preparation, Optimization, Characterization, and Antimicrobial Study on Dental Caries  كاملا فرمت بندي و تنظيم شده در استاندارد دانشگاه  و مراكز دولتي مي باشد.

توجه : در صورت  مشاهده  بهم ريختگي احتمالي در متون زير ،دليل ان كپي كردن اين مطالب از داخل فايل ورد مي باشد و در فايل اصلي Curcumin Encapsulated in Chitosan Nanoparticles: Preparation, Optimization, Characterization, and Antimicrobial Study on Dental Caries،به هيچ وجه بهم ريختگي وجود ندارد


بخشي از متن Curcumin Encapsulated in Chitosan Nanoparticles: Preparation, Optimization, Characterization, and Antimicrobial Study on Dental Caries :


نام كنفرانس يا همايش : كنفرانس بين المللي يافته هاي نوين پژوهشي در شيمي و مهندسي شيمي

تعداد صفحات : 9

چكيده مقاله:

Curcumin was loaded onto chitosan nanoparticles by using precipitation and ionic gelation method. Curcumin loaded chitosan nanoparticles exhibited enhanced solubility in aqueous solution as compared to free curcumin. Effects of formulation parameters such as curcumin concentrations and different volumes of ethanolic solution were found to affect the particle size and loading efficiency (LF) of the curcumin loaded chitosan nanoparticles. Under optimum conditions, curcumin loaded chitosan nanoparticles with mean particles size of 66.3 nm and maximum loading efficiency of 11.9% were achieved. Curcumin was observed to release out from chitosan nanoparticles in a sustained way under physiological pH over a period of 96 hours. From these results it concludes that formulation No 1 is the best formulation and which is recommended for future studies like Nano dry powder preparation and interaction with oral bacteria especially Streptococcus mutans.

 

 

براي دريافت اينجا كليك كنيد

ادامه مطلب
امتیاز:
بازدید:
برچسب: ،
موضوع:
[ ۴ اسفند ۱۳۹۵ ] [ ۰۳:۰۱:۴۹ ] [ علي ] [ نظرات (0) ]

 

براي دريافت اينجا كليك كنيد

  مقاله بهينه سازي هندسه ي فيرينگ ماهواره بر به منظور كاهش نيروي پسا به كمك الگوريتم ژنتيك و مقايسه ي آن با روش سطح پاسخ (RSM) داراي 7 صفحه مي باشد و داراي تنظيمات در microsoft word مي باشد و آماده پرينت يا چاپ است

فايل ورد مقاله بهينه سازي هندسه ي فيرينگ ماهواره بر به منظور كاهش نيروي پسا به كمك الگوريتم ژنتيك و مقايسه ي آن با روش سطح پاسخ (RSM)  كاملا فرمت بندي و تنظيم شده در استاندارد دانشگاه  و مراكز دولتي مي باشد.

اين پروژه توسط مركز مركز پروژه هاي دانشجويي آماده و تنظيم شده است

توجه : در صورت  مشاهده  بهم ريختگي احتمالي در متون زير ،دليل ان كپي كردن اين مطالب از داخل فايل ورد مي باشد و در فايل اصلي مقاله بهينه سازي هندسه ي فيرينگ ماهواره بر به منظور كاهش نيروي پسا به كمك الگوريتم ژنتيك و مقايسه ي آن با روش سطح پاسخ (RSM)،به هيچ وجه بهم ريختگي وجود ندارد


بخشي از متن مقاله بهينه سازي هندسه ي فيرينگ ماهواره بر به منظور كاهش نيروي پسا به كمك الگوريتم ژنتيك و مقايسه ي آن با روش سطح پاسخ (RSM) :

سال انتشار: 1388

محل انتشار: هشتمين همايش انجمن هوافضاي ايران

تعداد صفحات: 7

چكيده:

فيرينگ ماهواره‌بر بخش مهمي از ساختار كلي يك ماهواره‌بر است. طراحي صحيح و دقيق فيرينگ بر اساس ملاحظات آيروديناميكي و جهت به حداقل رساندن نيروي پسا و همچنين با در نظر گرفتن قيود گرمايشي، سازه‌اي و همچنين حجم مورد نياز انجام مي‌گيرد. در اين پژوهش، به بهينه‌سازي فيرينگ يك ماهواره‌بر با مشخصات معلوم هندسي و ديناميك پروازي، پرداخته شده است. به اين منظور فرم متداول فيرينگ ماهواره‌بر انتخاب شده و به كمك روش‌هاي الگوريتم ژنتيك و سطح پاسخ، بهينه‌سازي انجام گرفته است. از آن‌جا كه مقدار ضريب پسا متناسب با فشار ديناميكي مي‌باشد، تابع هدف مورد استفاده بر مبناي مينيمم‌سازي نيروي پسا در شرايط پروازي متناظر با فشار ديناميكي ماكزيمم انتخاب شده است. به اين منظور مقادير تابع هدف به كمك كد مهندسي (Missile Datcom) MD و با توجه به عدد رينولدز، عدد ماخ و هندسه‌ي ماهواره‌بر محاسبه مي‌شوند. نتايج حاصل از كد مذكور به طور مستقيم وارد الگوريتم ژنتيك شده و به كمك اپراتورهاي متداول اين الگوريتم مانند تركيب و جهت بهينه‌سازي مربوطه انجام مي‌گيرد. همچنين آناليز حساسيت اين الگوريتم نسبت به پارامترها جهت و اندازه‌ي جمعيت بررسي شده و مقادير بهينه‌ي آن‌ها به دست آمده است. در روش سطح پاسخ با انتخاب چند حالت خاص از فضاي متغيرهاي طراحي و محاسبه‌ي تابع هدف به ازاي آن‌ها، سطحي متناسب از اين نقاط با توجه به مينيمم كردن حداقل مربعات گذرانده شده و سپس به كمك اين سطح، مقدار مينيمم آن و پارامترهاي طراحي متناظر تعيين گرديده است. در پايان پس از رسيدن به بهينه‌ترين هندسه‌‌ي فيرينگ، نتايج حاصل از دو روش بررسي و تحليل شده و مقايسه آن‌ها انجام گرفته است.

 

براي دريافت اينجا كليك كنيد

ادامه مطلب
امتیاز:
بازدید:
برچسب: ،
موضوع:
[ ۴ اسفند ۱۳۹۵ ] [ ۰۳:۰۱:۱۳ ] [ علي ] [ نظرات (0) ]

 

براي دريافت اينجا كليك كنيد

  مقاله پيش بيني ماهانه جريان رودخانه جاجرود با استفاده از شبكه عصبي مصنوعي داراي 6 صفحه مي باشد و داراي تنظيمات در microsoft word مي باشد و آماده پرينت يا چاپ است

فايل ورد مقاله پيش بيني ماهانه جريان رودخانه جاجرود با استفاده از شبكه عصبي مصنوعي  كاملا فرمت بندي و تنظيم شده در استاندارد دانشگاه  و مراكز دولتي مي باشد.

اين پروژه توسط مركز مركز پروژه هاي دانشجويي آماده و تنظيم شده است

توجه : در صورت  مشاهده  بهم ريختگي احتمالي در متون زير ،دليل ان كپي كردن اين مطالب از داخل فايل ورد مي باشد و در فايل اصلي مقاله پيش بيني ماهانه جريان رودخانه جاجرود با استفاده از شبكه عصبي مصنوعي،به هيچ وجه بهم ريختگي وجود ندارد


بخشي از متن مقاله پيش بيني ماهانه جريان رودخانه جاجرود با استفاده از شبكه عصبي مصنوعي :

سال انتشار: 1392
محل انتشار: هفتمين كنگره ملي مهندسي عمران
تعداد صفحات: 6
چكيده:
با توجه به كمبود منابع آب و افزايش مصرف سرانه آب، برآورد و پيشبيني رواناب در يك حوضه آبريز به منظور برنامه ريزي و مديريت منابع آب، اهميت زيادي دارد. تاكنون تحقيقات بسياري براي طراحي مدلماي پيشبيني صورت گرفته كه از جمله آنما ميتوان به شبكههاي عصبي مصنوعي اشاره كرد. در اين مقاله براي پيشبيني مامانه جريان رودخانه جاجرود از شبكه عصبي مصنوعي استفاده شده است. ابتدا سريهاي بارندگي ماهانه ايستگاه هاي نزديك به رودخانه و سري مامانه دبي ايستگاه رودخانه جاجرود به سري نرمال تبديل و سه متغير به عناوان ورودي شبكه انتخاب شد دراين تحقيق ازشبكه عصبي پرسپترون چند لايه ) MLP ( با ال وريتم آموزشي پس انتشار خطا ) BP ( استفاده شده است

 

براي دريافت اينجا كليك كنيد

ادامه مطلب
امتیاز:
بازدید:
برچسب: ،
موضوع:
[ ۴ اسفند ۱۳۹۵ ] [ ۰۳:۰۰:۳۹ ] [ علي ] [ نظرات (0) ]

 

براي دريافت اينجا كليك كنيد

  مقاله بررسي مشخصات و تاثيرات زيست محيطي پسماندهاي حفاري چاه هاي نفت و گاز در راستاي كاهش آسيب به محيط زيست داراي 6 صفحه مي باشد و داراي تنظيمات در microsoft word مي باشد و آماده پرينت يا چاپ است

فايل ورد مقاله بررسي مشخصات و تاثيرات زيست محيطي پسماندهاي حفاري چاه هاي نفت و گاز در راستاي كاهش آسيب به محيط زيست  كاملا فرمت بندي و تنظيم شده در استاندارد دانشگاه  و مراكز دولتي مي باشد.

اين پروژه توسط مركز مركز پروژه هاي دانشجويي آماده و تنظيم شده است

توجه : در صورت  مشاهده  بهم ريختگي احتمالي در متون زير ،دليل ان كپي كردن اين مطالب از داخل فايل ورد مي باشد و در فايل اصلي مقاله بررسي مشخصات و تاثيرات زيست محيطي پسماندهاي حفاري چاه هاي نفت و گاز در راستاي كاهش آسيب به محيط زيست،به هيچ وجه بهم ريختگي وجود ندارد


بخشي از متن مقاله بررسي مشخصات و تاثيرات زيست محيطي پسماندهاي حفاري چاه هاي نفت و گاز در راستاي كاهش آسيب به محيط زيست :

سال انتشار: 1390

محل انتشار: اولين همايش ملي بهداشت، ايمني و محيط زيست (HSE)

تعداد صفحات: 6

چكيده:

امروزه درمناطق مختلفي ازجهان در دريا و يا دريا خشكي به منظور دستيابي به ذخاير نفت و گاز عمليات حفاري صورت ميگيرد در طي عملياتحفاري و بهره برداري از چاه هاي نفت و گاز مقادير قابل توجهي پسماندهاي خطرناك توليد مي شوند كه برخي از آن ها خطرناك و سمي بوده و مي توانند اثرات زيان باري براكوسيستم طبيعي منطقه داشته باشند عمده ترين پسماندهاي توليدي از عمليات حفاري چاه هاي نفت و گاز شامل گلهاي حفاري كنده هاي حفاري آب همراه توليدي و مواد شيميايي مي باشند بخش مهمي از پسماندهاي توليد شده را گل هاي حفاري تشكيل ميدهند كه در ساخت آنها از مواد و تركيبات شيميايي متفاوتي استفاده مي شود اكثر اين مواد داراي اثرات زيست محيطي مخربي هستند كه به ناچار حين عمليات و پس از اتمام عملياتحفاري به محيط اطراف دكل تخليه مي شوند و باعث الودگي محيط زيست مي شوند. دراين مقاله به منظور كاهش آسيب هاي زيست محيطي ناشي از پسماندهاي حفاري ابتدا انواع پسماندهاي توليدي مشخص گرديده سپس مشخصات هريك از پسماندها بطور دقيق شناسايي و بررسي شده و درنهايت تاثيرات زيست محيطي هركدام از انواع پسماندها تحليل شده است.

 

براي دريافت اينجا كليك كنيد

ادامه مطلب
امتیاز:
بازدید:
برچسب: ،
موضوع:
[ ۴ اسفند ۱۳۹۵ ] [ ۰۳:۰۰:۰۴ ] [ علي ] [ نظرات (0) ]

 

براي دريافت اينجا كليك كنيد

  مقاله اثر زمان و مقدار تغذيه ازت بر تناوب باردهي نارنگي كينو ( Citrus reticulata) داراي 2 صفحه مي باشد و داراي تنظيمات در microsoft word مي باشد و آماده پرينت يا چاپ است

فايل ورد مقاله اثر زمان و مقدار تغذيه ازت بر تناوب باردهي نارنگي كينو ( Citrus reticulata)  كاملا فرمت بندي و تنظيم شده در استاندارد دانشگاه  و مراكز دولتي مي باشد.

اين پروژه توسط مركز مركز پروژه هاي دانشجويي آماده و تنظيم شده است

توجه : در صورت  مشاهده  بهم ريختگي احتمالي در متون زير ،دليل ان كپي كردن اين مطالب از داخل فايل ورد مي باشد و در فايل اصلي مقاله اثر زمان و مقدار تغذيه ازت بر تناوب باردهي نارنگي كينو ( Citrus reticulata)،به هيچ وجه بهم ريختگي وجود ندارد


بخشي از متن مقاله اثر زمان و مقدار تغذيه ازت بر تناوب باردهي نارنگي كينو ( Citrus reticulata) :

سال انتشار: 1386

محل انتشار: دهمين كنگره علوم خاك ايران

تعداد صفحات: 2

چكيده:

وجود تناوب باردهي يكي از مسائل اساسي در پرورش ارقام نارنگي از جمله نارنگي رقم كينو مي باشد . يكي از روشهاي مؤثر در شكست اين چرخه و ايجاد تعادل باردهي استفاده از سيستم تناوب كوددهي در سالهاي پر بار و كم بار مي باشد به اين منظور برنامه كاهش كوددهي در سالهاي كم بار و افزايش آن در سالهاي پر بار از اهميت زيادي برخوردار است كه در اين ميان زمان و ميزان مصرف ازت به عنوان يكي از مهمترين عناصر مؤثر در تغذيه مي تواند نقش تعيين كننده اي در كاهش تناوب باردهي در درختان دارداين مسئله در مورد درختان پسته ، مانگو، نارنگي بلدي مشاهده شده است . نتايج بدست آمده از آزمايشات گوناگون نشان دهنده تأثير مثبت تغذيه ازته بر افزايش گل انگيزي عملكرد و كيفيت محصول مركبات مي باشند . دايي و همكاران در مطالعه تأثير عناصر غذايي در تشكيل جوانه گل در درختان 20 ساله نارنگي پنگان در طي مرحله تمايز جوانه هاي گل در مدت 10 سال آزمايش مشاهده نمودند كه ميزان بالاي ازت قبل از مرحله تمايز فيزيولوژيكي فاكتور كليدي براي تشكيل جوانه گل و افزايش عملكرد مي باشد . لوات و همكاران مشاهده نمودند كه ارتباط قوي بين شدت گلدهي و ميزان نشاسته و آمونيوم در برگها مي باشد، به گونه اي كه افزايش مصنوعي مقدار آمونيوم برگ توسط محلول پاشي اوره شدت گلدهي را افزايش مي دهد . كيم يانگ يونگ و همكاراندر مطالعه تأثير محلول پاشي اوره قبل و بعد از برداشت برگلدهي و ميوه بندي نارنگي ساتسوما مشاهده نمودند كه استفاده از محلول پاشي اوره به ميزان 0/5 -3 درصد بر درختان داراي محصول زياد تعداد گلها را در بهار سال بعد افزايش داد، در اين آزمايش محلول پاشي اوره گلدهي را تسريع نمود، علاوه بر اين تعداد گلهاي برگي توسط محلول پاشي اوره به ميزان 0/5 -2 درصد افزايش يافت . در تيمار فاقد ازت ميزان ميوه بندي به طور معني دار كاهش يافت .

 

براي دريافت اينجا كليك كنيد

ادامه مطلب
امتیاز:
بازدید:
برچسب: ،
موضوع:
[ ۴ اسفند ۱۳۹۵ ] [ ۰۲:۵۹:۳۰ ] [ علي ] [ نظرات (0) ]

 

براي دريافت اينجا كليك كنيد

 مقاله بررسي ميزان شيوع آسيب هاي ورزشي در بين پستهاي مختلف بازيكنان فوتبال داراي 19 صفحه مي باشد و داراي تنظيمات و فهرست كامل در microsoft word مي باشد و آماده پرينت يا چاپ است

فايل ورد مقاله بررسي ميزان شيوع آسيب هاي ورزشي در بين پستهاي مختلف بازيكنان فوتبال  كاملا فرمت بندي و تنظيم شده در استاندارد دانشگاه  و مراكز دولتي مي باشد.

اين پروژه توسط مركز مركز پروژه هاي دانشجويي آماده و تنظيم شده است

توجه : توضيحات زير بخشي از متن اصلي مي باشد كه بدون قالب و فرمت بندي كپي شده است

 

بخشي از فهرست مطالب پروژه مقاله بررسي ميزان شيوع آسيب هاي ورزشي در بين پستهاي مختلف بازيكنان فوتبال

چكده

مقدمه

روششناس

روشهاي آماري

بحث و نتجهگري

منابع

بخشي از منابع و مراجع پروژه مقاله بررسي ميزان شيوع آسيب هاي ورزشي در بين پستهاي مختلف بازيكنان فوتبال

1 شاهن، م، 1372 آسبهاي ورزش در فوتبال و روشهاي درمان آن، چاپ اول، تهران، مؤسس انتشارات جهاد دانشگاه: 9

2 فاكس، ا.ل.، و د.ك. ماتوس، 1383 فزولوژي ورزش، ترجم اصغر خالدان، چاپ پنجم، تهران، انتشارات دانشگاه تهران

 .60-

3 قراخانلو، ر.، ح. دانشمندي، م.ح. علزاده، 1383 پشگري و درمان آسبهاي ورزش، چاپ اول، تهران، انتشارات سمت

 .389-

4 Anderson, T. E., A. Larsen, L. Tenga, L. Engebretsen, and R. Bahr (

چكده

هدف ان تحقق عبارت است از بررس مزان شوع و علل آسب ورزشكاران شركتكننده (سن 22/7 ±2/5 سال، وزن 71/4 ± 5/9 كلوگرم، و قد 177/8 ± 5/9 سانتمتر) در مسابقات فوتبال دسته ك دانشگاههاي كشور. بدن منظور اطعات مربوط به آسبهاي رخ داده در تورنمنت فوق از طرق پرسشنام فولر و همكارانش (9) ثبت شد. فاكتورها همچون زمان آسب، ناح آسبدده، علت آسب، و سازوكار وقوع آسب بررس شدند. از آزمون t وابسته و خ دو در تجزه و تحلل دادهها استفاده شد. نتاج تحقق نشان داد درصد بشتري از آسبها در ناح زانو، مچ پا، و سر و صورت رخ داده است. درصد بشتري از آسبها در اواخر هر نمه اتفاق م افتد (27/45 درصد در آخر نم اول و 37/25 درصد در آخر نم دوم). مزان آسب در پاي ، /P<0 درصد ) بود (28/ 05 درصد ) به طور معناداري بشتر از پاي غربرتر (71/ 12 بـرتر ورزشكاران (87t= 2/70 ). همچنن هافبكها و دفاعها بشترن آسبها را م بنند (33/3 درصد). 35/3 درصد از آسبددگها  درصد) به طور معناداري از آسبهاي /82 نز از نوع آسب مجدد بود. مزان آسبهاي برخوردي (35غربرخوردي (17/64 درصد) بشتر بود

 ( t= 6/77 ، P< 0/05 ). از نتاج ان تحقق متوان نتجهگري كرد

در دانشجوان فوتبالست مزان آسبهاي پانتنه، هر چند به طور غرمعنادار، بشتر از باتنه بوده است. در ضمن پاي برتر در مقاسه با پاي غربرتر آسب بشتري م بند. آسبهاي برخوردي نز بشتر از آسبهاي  غربرخوردي است. ان اطعات در جهت تبن برنام پشگري از آسب به دست اندركاران تمها و بخصوص كادر پزشك تمهاي ورزش كمك شاان م كند

واژگان كلدي: آسبهاي عضن- اسكلت، سازوكار آسب، شوع، فوتبال


مقدمه

ورزش فوتبال ك از پرطرفدارترن ورزشها در دناي امروز است، به طوري كه حدود 200 ملون نفر زن و مرد در سراسر جهان به فعالت در آن  شغولاند (5). فوتبال ورزش برخوردي و نازمند  مهارتهاي فزك، فزولوژك، تكنك، و تاكتك است (4). تركب از ان عوامل به همراه افزاش تعداد ورزشكاران ان رشته و نز گراش روزافزون به رقابت و مسابقه شوع آسب در ان  رشت ورزش را افزاش داده است (17 ،7)

آسب خطر و تهدد بالقوهاي در ورزش قلمداد   مشود (17). در تحقق كه چان و همكاران دربار  دانشجوان كشور هنگكنگ انجام دادند، مشاهده  شد در بن ورزشهاي دانشجو، فوتبال با 26 درصد  بشترن مزان آسب را به خود اختصاص داد كه از  مان آسبهاي اتفاق افتاده 67 درصد آسبهاي   پـانتنـه بـود (6). در تحقـق دـگـري دربـار  فوتبالستهاي نروژي، اندرسن و همكارانش گزارش  كردند در 35 مسابقه، 52 آسب اتفاق افتاده است  (1/6 آسب در هر تم در هر مسابقه ا 94 آسب در  هر 1000 ساعت بازي) كه از ان تعداد 31 درصد، از  نوع آسبهاي برخوردي بودند (4). تحقق دراور و  همكارانش دربار فوتبالستهاي كشور انگلس نشان  داد 744 آسب در 138 بازكن رخ داده كه از ان  درصد در زانو، 15/ 13 درصد در مچ پا، 22/ 2 تعداد

درصد در ساق پا، و 10/8 درصد در كشال ران بوده است و در تقسمبندي انواع آسب چنن مشخص شد كه 40/6 درصد آسب از نوع استرن، 19/8 درصد ضربددگ، 19/3 درصد اسپرن، و 3/8 درصد شكستگ و دررفتگ بود (8)

به دلل شوع باي آسب، هزنههاي زادي براي بازگرداندن سمت فرد آسبدده بر تم تحمل مشود. همچنن، در بعض آسبها فرد  آسبدده ممكن است براي بهبودي مجبور به استراحتهاي بش از 1 ماه شود كه ان زمان از  دسترفته در فوتبال امروز از لحاظ اقتصادي مقرون به صرفه نست. بر اساس نظر ونمچلن و همكاران، تجزه و تحلل موشكافانه از نسبت شوع آسبها و فاكتورهاي خطرناك براي سمت، اساس و پا برنامههاي پشگريكننده است (23). بنابران،آشنا بشتر با علل و سازوكارهاي بروز آسب در ورزشكاران، بخصوص در ورزشكاران جوان به دلل وژگهاي جسمان، حركت، و روان آنان، ضرورت در محافل پزشك ورزش مطرح شده است (3)

 

براي دريافت اينجا كليك كنيد

ادامه مطلب
امتیاز:
بازدید:
برچسب: ،
موضوع:
[ ۴ اسفند ۱۳۹۵ ] [ ۰۲:۵۸:۵۲ ] [ علي ] [ نظرات (0) ]
[ ۱ ][ ۲ ][ ۳ ][ ۴ ][ ۵ ][ ۶ ][ ۷ ][ ۸ ][ ۹ ][ ۱۰ ][ ۱۱ ][ ۱۲ ]
.: Weblog Themes By azadblog :.

درباره وبلاگ

نويسندگان
پيوندهای روزانه
لينكي ثبت نشده است
آمار
امروز : 0
دیروز : 0
افراد آنلاین : 1
همه : 787
موضوعات وب
موضوعي ثبت نشده است
آرشيو مطالب
امکانات وب